エピソード

  • نمایش زنان گمشدگان نوشته آریل دورفمان
    2026/10/18

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode!

    رمان «زنان گمشدگان» که اثری بی زمان است، نماد هراس آور و خوفناک موقعیت سیاسی کشورهای آمریکای لاتین در زمان حکومت استبداد است. این رمان تلاش زنان روستایی یونانی را به تصویر می کشد که در دوران اشغال یونان به دست نیروهای آلمانی، به مقابله با سروان فاشیستی که اداره امور روستای آنها به نام «لانگا» را به عهده دارد، برمی خیزند. در جریان این رمان، آب رودخانه لانگا، جسدی را به دهکده می آورد که قابل شناسایی نیست و توسط نیروهای ارتشی به سرعت دفن می شود. در این میان پیرزنی به نام «سوفیا» ادعا می کند که جسد متعلق به شوهر گمشده ی اوست و باید به او تحویل داده شود تا با مراسمی شایسته به خاک سپارد. ارتش با او مخالفت می کند و برای همین سوفیا خودسرانه با کمک زن‌های دهکده جسد را نبش قبر می کنند . سروان «گئورگاکیس» به پدر گابریل پناه می برد تا مردم را آرام کند، اما پدر گابریل پس از آرام کردن مردم، به آنها پیشنهاد می دهد که برای مستأصل کردن بیشتر ارتش ، همگی ادعا کنند که صاحب آن جسد هستند. یک قاضی از طرف دولت به لانگا فرستاده می شود تا مسئله را حل کند، اما...

    .

    راوی

    مریم نشیبا

    کارگردان

    علی عمرانی

    ترجمه / اقتباس شنیداری

    ایوب آقاخانی

    تهیه‌کننده رادیویی

    عذرا وکیلی

    سردبیر رادیویی

    نادر برهانی مرند

    افكتور

    فرشاد آذرنیا

    صدابردار

    امیر میریان

    تدوین کتاب گویا

    راحله قاسمی جو

    دبیر سرویس

    سارا عشقی نیا

    بازیگران

    میکائیل شهرستانی , ایوب آقاخانی , مهین نثری , امیر جوشقانی , رحمان باقریان , شهیندخت نجف زاده , پیام حسینیان , ناهید مسلمی , سعیده فرضی , آشا محرابی , علی تاجمیر

    続きを読む 一部表示
    2 時間 3 分
  • نمایشِ محله چینی‌ها نوشته رابرت تاون
    2026/10/17

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode!

    جیک گیتس، کارآگاه خصوصی لس آنجلسی، متخصص در امور افشای خیانت‌های زناشویی، به استخدام خانم مولوری در می‌آید تا پرده از راز خیانت شوهرش بردارد. آقای مولوری، سرمهندس شرکت آب و برق لس آنجلس، درگیر پروژه‌ای درباره ی سدسازی و آب‌رسانی در زمان قحطی است. گیتس او را تعقیب می‌کند و به زودی چند عکس رسواکننده که از او گرفته شده و نشانه خیانتش بود، به طور اتفاقی در یکی دو روزنامه‌ی محلی چاپ می‌شود؛ اما خیلی زود خانم مولوری واقعی به این عمل کارآگاه اعتراض می‌کند و مشخص می‌شود همگی قربانی ماجرای رازآلودی شده‌اند که هدف اصلی آن بی‌آبرو کردن آقای مولوری بوده است. جیک گیتس تصمیم می‌گیرد زن مرموزی که او را ابتدای ماجرا استخدام کرده بود، پیدا کند؛ اما با کشته شدن آقای مولوری داستان شکل دیگری به خود می‌گیرد و....

    .

    کارگردان

    رضا عمرانی

    ترجمه / اقتباس شنیداری

    مجید نظری نسب

    تهیه‌کننده رادیویی

    محمد مهاجر

    سردبیر رادیویی

    مرضیه رشیدبیگی

    افكتور

    محمدرضا قبادی فر

    صدابردار

    محمود آیت

    تدوین کتاب گویا

    مهرنوش محتشمی

    دبیر سرویس

    سارا عشقی نیا

    بازیگران

    رضا عمرانی , امیر جوشقانی , نازنین مهیمنی , شمسی صادقی , مهرداد عشقیان , عباس وفایی , مهین نثری , نگین خواجه نصیر , محمد رضاعلی , احمد گنجی , مهدی نمینی مقدم , علی تاجمیر , هنگامه محمودی , بیوک میرزایی , شهین نجف زاده , مهدی طهماسبی , رضا خندان

    続きを読む 一部表示
    2 時間 7 分
  • نمایشِ همشهری کِین نوشته هرمن جی منکیه‌ویچ
    2026/10/16

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode!

    همشهری کین داستان زندگی مردیست به نام چارلز فاستر کین. مرد ثروتمندی که صاحب امپراطوری رسانه ای عظیمی است و از قدرت و نفوذ زیادی در ایالات متحده برخوردار است. آقای کین مرد قدرتمندی است و در پشت پرده ی سیاست روز حضور دارد.او این قدرت را نه به سبب انتخاب دمکراتیک مردم، بلکه با ابزار رسانه ای عظیمی که دارد بدست آورده و افکار عمومی را بوسیله ی روزنامه هایش تحت کنترل دارد اما تراژدی از زمانی آغاز می شود که آقای کین به سبب غرور و خودخواهی عظیمی که دارد شکست می خورد. شکست اول او زمانی است که رقیب انتخاباتی او داستان رابطه ی خصوصی او را با زنی به نام سوزان که یک خواننده ی بی استعداد اوپراست برای روزنامه ها فاش میکند و آقای کین در انتخابات فرمانداری شکست می خورد. شکست دوم هم زمانی برایش رخ می دهد که سوزان، در حالی که از خودخواهی های آقای کین و زندگی سرد و خاموش در قصر بزرگ زنادو خسته شده، آقای کین را ترک میکند. چیزی که این نمایش را به اثری خاص تبدیل میکند این است که قهرمان و ضد قهرمان هردو یک نفر و شخص آقای کین هستند و داستان شاید بیانگر روندی است که یک شخص باهوش و موفق را به یک دیکتاتور و در نهایت به یک شکست خورده تبدیل می کند. *تهیه‌‌کننده فیلم مستند زندگی "کین" از گزارشگر تامسون می‌خواهد تا دربارهٔ زندگی و شخصیت کین تحقیق کند و به ویژه معنای کلمه آخر پیش از مرگش را کشف کند. "فاستر کین" شخصیتی بسیار جنجالی بود و در بین آمریکایی‌ها میلیون‌ها طرفدار و مخالف داشت. او در جوانی ثروت عظیمی را به ارث برده بود، اما از بین آن همه ثروت و معادن برجامانده، تنها یک روزنامه ورشکسته را انتخاب کرد. در اداره روزنامه نیز شیوه‌ای جدید و جنجالی در پیش گرفت و درنهایت ثروت فراوان و قدرت عظیم خود را به باد داد. پس از شکست‌های پی‎درپی در زندگی شخصی و کاری‌، سرانجام خود را به خلوت و تنهایی زانادو ( قصری که زمانی آن را برای همسرش ساخته بود) تبعید کرد و در آن‌جا پس از سال‌ها عزلت در سال ۱۹۴۱ از دنیا رفت. تامسون با دوستان و بستگان کین مصاحبه می‌کند و داستان کین در رشته‌ای از فلش‌بک‌ها شکل می‌گیرد. ابتدا او به همسر دوم کین، سوزان الکساندر، مراجعه می‌کند؛ اما او حال مساعدی ندارد و حاضر به گفت‌وگو نمی شود.... گفتنی است در انتهای این کتاب گویا، علی جعفری فوتمی، نقدی از این فیلم ارائه می‌دهد.

    .

    کارگردان

    اکبر زنجان پور

    ترجمه / اقتباس شنیداری

    پیمان مجیدی

    تهیه‌کننده رادیویی

    ماهداد توکلی

    سردبیر رادیویی

    مرضیه رشیدبیگی

    تدوین کتاب گویا

    مهرنوش محتشمی

    دبیر سرویس

    سارا عشقی نیا

    بازیگران

    احمد آقالو , صدیقه کیانفر , شمسی صادقی

    続きを読む 一部表示
    59 分
  • نمایشِ آهنگِ رزم نوشته‌ی جان وایتینگ
    2026/10/15

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode!

    روپرت فوستر به جنایات بسیاری علیه اوپوزیسیون دست زده است. او دستگیر و زندانی می شود. همسرش، کیت، در انتظار او می‌ماند. او برای تنها نبودن افراد گوناگونی را به خانه‌ی اشرافی بزرگش راه می‌دهد؛ صدر اعظم هم گاه‌گاهی به خانه او می‌آید و با او درددل می‌کند. «هری لنکستر» یک فیلمساز است و قصد دارد تا با حمایت کیت، فیلمی از شرایط اجتماعی بسازد. او مورگن، دختر آواره‌ای را به خانه کیت می‌آورد و به او قول می‌دهد که در فیلمش بازی کند. فوستر تحت‌الحفظ آزاد می‌شود. افراد خانه را می‌بیند و با مورگن هم آشنا می شود و سادگی دختر، او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ازسویی صدراعظم به او می‌گوید که یا باید خودکشی کند تا به عنوان مقصر جنایات جنگی معرفی شود، یا این که محاکمه شود. او ابتدا مرگ را می‌پذیرد، اما نفوذ مورگن، نظرش را عوض می‌کند....

    .

    کارگردان

    محمد یعقوبی

    ترجمه / اقتباس شنیداری

    افسون فروتن

    تهیه‌کننده رادیویی

    ماهداد توکلی

    افكتور

    فرشاد آذرنیا

    صدابردار

    علی حاجی نوروزی

    تدوین کتاب گویا

    مهرنوش محتشمی

    دبیر سرویس

    سارا عشقی نیا

    بازیگران

    رحمان باقریان , ریما رامین فر , علی گوهری , هومن برق نورد , نیما رئیسی , احمد مهران فر , پیام حسینیان , مهتاج نجومی

    続きを読む 一部表示
    1 時間 54 分
  • نمایشِ آخر بازی نوشته‌ی ساموئل بکت
    2026/10/14

    Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note.

    هام درواقع در برزخ خویشتن گرفتار شده و بارها تأکید می‌کند بیرون از اینجا مرگ است؛ مرگی که همه کائنات را در کام خود فروبرده و کلاو میان این دو دنیا در رفت‌وآمد است. هام و کلاو، به مرگ آگاهی کامل دارند و می‌دانند که قادر به تغییر سرنوشت و آینده خویش نیستند؛ از این‌رو به راه‌حل‌های مختلفی می‌‎‌اندیشند تا گذشت زمان و مرگ را فراموش کنند، مانند: رجوع به خاطرات، گفت‌وگوهای بی‌هدف و پوچ. آنها آخرین حضور خود را در زندگی نمایش می‌دهند. انتظار برای به‌دست آوردن آرامش و رهایی از درد از سوی هام، نه فقط از بار پوچی این نمایش کم نمی‌کند، بلکه آن را قوت می‌بخشد؛ چراکه در پایان درمی‌یابد که مسکن‌هایش تمام شده و این تباهی انتظارش را نمایان می‌سازد. نیرویی نامرئی همانند یک طناب، شخصیت‌ها را به هم پیوند داده است. آنها تمایل به ترک یکدیگر دارند، اما توانایی‌اش را ندارند. کلاو بارها بیان می‌کند که می‌خواهم تنهایت بگذارم، اما چنین کاری نمی‌‌کند؛ آنها وابسته و محتاج یکدیگرند. زندگی‌شان یک کلیشه تکراری است؛ مثل روزمره‌گی یا به عبارتی روزمرگی که بر زندگی انسان معاصر سایه افکنده است. هام و کلاو هم‌زیستی پیدا کرده‌اند و اگر بخواهیم کمی سیاسی به این ماجرا نگاه کنیم، کلمه‌ی «استعمار» کاملاً مناسب است؛ چراکه کلاو زیر سلطه‌ی هام است و به این سلطه آگاه است. هام نماد جامعه سرمایه‌‌داری است که امید را رها کرده و می‌خواهد در این برهه از زمان، منافع خود را تأمین کند.

    .

    کارگردان

    پری صابری

    ترجمه / اقتباس شنیداری

    رویا اسدی

    تهیه‌کننده رادیویی

    مهتاب امینی

    افكتور

    فرشاد آذرنیا

    صدابردار

    جمال احمدی پور

    تدوین کتاب گویا

    مهرنوش محتشمی

    دبیر سرویس

    سارا عشقی نیا

    بازیگران

    محمد حاتمی , سهیلا رضوی , غلامرضا طباطبایی , جمشید لایق

    نوازنده : کارنا کیمیایی

    続きを読む 一部表示
    58 分
  • نمایشِ کودویی با عطر آویشنِ پس از باران نوشته ارنست همینگوی
    2026/10/12

    Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note.

    همینگوی طبیعت بکر آفریقا را عاشقانه دوست دارد و در تمامی لحظات این سفر از آن به نیکی و زیبایی یاد می‌کند. هرچند در مدت چندروزی که سفر خودش را به همراه گروهش آغاز کرده نتوانسته شکار کند، اما همچنان مصمم تلاش می‌کند تا بز کوهی بزرگی را شکار کند. او درطول سفر با شخصی به نام «کاندینسکی» برخورد می‌کند که به‌علت خرابی کامیونش شبی را در کمپ آن‌ها می‌گذراند و در گفت‌وگویی که میان آن‌ها آغاز می‌شود، همینگوی بخشی از نظرات خودش را درباره‌ی طبیعت، مردم آفریقا و همین‌طور پیرامون ادبیات و هنر بیان می‌کند. کاندینسکی از این‌که با چنین نویسنده‌ی بزرگی در چنین مکانی آشنا شده، احساس شعف و شادمانی می‌کند. اما از طرفی همینگوی همچنان دوست دارد شکار موردنظر خودش را ببیند و به طرفش شلیک کند... این اثر نمایشی برگرفته از کتاب «تپه‌های سبز آفریقا»، نوشته‌ی ارنست همینگوی، در سال ۱۹۳۵ است. در کتاب تپه‌های سبز آفریقا با یک اثر غیرداستانی از همینگوی روبه‌رو می‌شویم. او به ماهی‌گیری، گاوبازی و شکار علاقه‌ی فراوانی داشت و این علاقه را در آفریقا، به مدت یک ماه به‌طور جدّی دنبال کرد. تپه‌های سبز آفریقا نتیجه‌ی این یک ماه است. برخی این کتاب را شکار ادبی می‌دانند، چرا که برای همینگوی فرصتی به ارمغان می‌آورد تا اثری مطلقاً واقعی بنویسد. او درواقع با این کار می‌خواست ببیند که آیا نوشتن اثری بدین صورت و بدون داشتن عناصر تخیل، می‌تواند با یک اثر تخیلی رقابت کند و برای خواننده جذاب باشد.

    .

    کارگردان

    جواد پیشگر

    تدوین کتاب گویا

    سید علی میرطالبی پور

    تهیه‌کننده رادیویی

    مهتاب امینی

    سردبیر رادیویی

    مهدی شرفی

    افكتور

    محمدرضا قبادی فر

    صدابردار

    امیر میریان

    بازیگران

    اسماعیل بختیاری , شهین علیزاده , علی تاجمیر , بهرام سروری نژاد , علی زرینی , میرطاهر مظلومی , عباس وفایی , عباس توفیقی , مهدی نمینی مقدم , رحمان باقریان

    続きを読む 一部表示
    2 時間 5 分
  • نمایش دل سگ نوشته میخائیل بولگاکف
    2026/10/11

    Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note.

    «پروفسور فیلیپ فیلیپوویچ براوژنسکی» برای انجام آزمایش خود، سگ مجروحی را از خیابان پیدا می کند و اسم سگ را «شاریک» می گذارد. پروفسور با همکاری دستیارش، دکتر برومنتال، با انجام عمل جراحی سخت و نادری، سگ را تبدیل به انسان می کند. برای این کار، غده هیپوفیز یک انسان مرده را در جمجمه سگ می‌گذارند. جسم سگ رفته‌رفته به شکل انسان درمی‌آید و به‌تدریج، سگ توانایی سخن گفتن را نیز پیدا می کند؛ اما نکته ای که درنظر گرفته نشد، این بود که غده هیپوفیز متعلق به یک مجرم سابقه دار بوده و حالا موجب بروز رفتارهای زننده ای از سوی سگ شده است که سبب ناراحتی پروفسور می شود. سگ حتی برای خود اسم عجیبی نیز انتخاب می‌کند: «پلیگراف پلیگرافوویچ شاریکوف». در ساختمان محل زندگی و کار پروفسور، یک کمونیست دوآتشه نیز زندگی می کند که برای دکتر مزاحمت هایی ایجاد می کند و ...

    کارگردان

    صدرالدین شجره

    ترجمه / اقتباس شنیداری

    محمد یعقوبی

    تهیه‌کننده رادیویی

    محمد مهاجر

    افكتور

    فرشاد آذرنیا

    صدابردار

    علی حاجی نوروزی

    بازیگران

    ثریا قاسمی , میکاییل شهرستانی , مهین نثری , مظفر مقدم , راضیه مومیوند , نورالدین شجره , فریبا متخصص , صدیقه کیانفر , عبدالعلی کمالی , رویا فلاحی , محمد پورحسن , علی میلانی , محمد آقامحمدی , عباس وفایی , عباس توفیقی , صمد پل سنگی , احمد آقالو

    続きを読む 一部表示
    1 時間 53 分
  • نمایشِ کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد نوشته گابریل گارسیا مارکز
    2026/10/10

    Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note.

    پدر آگوستینا که سرهنگ بازنشسته است و در جنگ رشادت‌ها کرده، ۴۰ سال پیش نامش در گروه ارتشی‌ها برای بازنشستگی ثبت شده است. او در کنار همسرش در شرایط بسیار بدی در فقر زندگی می کنند. سرهنگ خروس جنگی پسرش آگوستینا را در خانه نگه داشته است و از آن مراقبت می کند. اگر چه خود غذای کافی برای سیر کردن شکم شان ندارند، غذای خروس را تهیه می کنند. آنها شروع به فروختن لوازم شخصی شان می کنند؛ چیزهایی مانند حلقه‌ی ازدواج، ساعت و ... اکنون ۱۵ سال است که سرهنگ هر جمعه به پست می‌رود، کیسه نامه ها را بررسی می کند اما هنوز نامه ای برای بازنشستگی اش نرسیده و او هربار دست خالی به خانه بر می‌گردد. همسرش تمایل دارد خروس را که نشان از مرگ پسر دارد، بفروشند تا به نوایی برسند؛ اما سرهنگ و هم قطاران پسرش راضی نیستند و روی خروس شرط بندی کرده اند. سرهنگ تصمیم می‌گیرد نزد وکیلش برود و جریان پرونده بازنشستگی‌اش را لغو کند. او، خود، نامه‌ای به وزارت جنگ می‌نویسد و شرایطش را شرح می‌دهد، اما باز هم خبری نمی‌شود. حالا خروس و مسابقه خروس‌های جنگی تنها راه و انتقامی است که می‌شود از مرگ پسر گرفت. * «کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد» عنوان کتابی از گابریل گارسیا مارکز است. او این کتاب را در ۱۹۵۷ در پاریس نوشت؛ در حالی که به لحاظ مالی در شرایط بدی قرار داشت. این اثر در ۱۹۶۱ میلادی منتشر شد. این رمان کوتاه داستان انتظار افراد برای ایجاد تغییری نومیدانه در زندگی آنهاست.

    .

    کارگردان: میکائیل شهرستانی

    ترجمه / اقتباس شنیداری

    امین قنبری

    تهیه‌کننده رادیویی

    عذرا وکیلی

    سردبیر رادیویی

    نادر برهانی مرند

    افكتور

    فرشاد آذرنیا

    صدابردار

    علی حاجی نوروزی

    بازیگران

    مهین نثری , راضیه مومیوند , نگین خواجه نصیر , احمد ایرانی خواه , علی میلانی , مسعود زنوزی راد , احمد گنجی , عباس وفایی , توران مهرزاد , هرمز سیرتی , محمد رضاعلی , شمسی صادقی , مهدی طهماسبی , ناهید مسلمی , علی زرینی , اکبر زنجان پور , مصطفی عبداللهی , بهروز مسروری

    続きを読む 一部表示
    2 時間 2 分