『چراغ‌ ها را من خاموش می‌کنم؛ برای همه روشن، برای خودت خاموش』のカバーアート

چراغ‌ ها را من خاموش می‌کنم؛ برای همه روشن، برای خودت خاموش

چراغ‌ ها را من خاموش می‌کنم؛ برای همه روشن، برای خودت خاموش

無料で聴く

ポッドキャストの詳細を見る
概要

Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode!

بند کفش | اپیزود ۴: چراغ‌ ها را من خاموش می‌کنم؛ برای همه روشن، برای خودت خاموش

​تا حالا شده وسط یک زندگیِ به‌ظاهر آرام و بی‌نقص بایستی و ناگهان از خودت بپرسی: «من کجای این خانه هستم؟»

​در چهارمین اپیزود از پادکست «بند کفش»، به دل شاهکار ماندگار زویا پیرزاد رفته‌ایم؛ اما این بار نه فقط به عنوان یک ناظر، بلکه از دریچه‌ی حنجره و نگاه خودِ کلاریس آیوازیان. زنی ۳۸ ساله در شهرک نفت آبادانِ دهه‌ی چهل، که سال‌ها یاد گرفته دختر خوب، همسر آرام و مادر فداکاری باشد؛ زنی که برای حفظ آرامش خانه قانون «حق با شماست» را مشق کرده و هر شب آخرین نفری است که چراغ‌ها را خاموش می‌کند.

​اما ورود همسایه‌ی روبه‌رو، امیل سیمونیان، همه‌چیز را به هم می‌ریزد؛ نه با یک ماجرای عاشقانه یا خیانت، بلکه با چند توجه ساده و ندیده‌گرفته‌شده: دیدن دست‌هایی که گل‌ها را آب می‌دهند، شنیدن صدایی که سال‌ها سکوت کرده بود، و پرسیدن این سوال که «کمک نمی‌خواهی؟»

امیل مقصد نبود؛ آینه‌ای بود که به کلاریس نشان داد چقدر تشنه‌ی دیده شدن است و چطور آرام‌آرام خودش را در روزمرگی گم کرده است.

​این اپیزود، روایت بیداری‌های بی‌صداست. بیداری‌هایی که با فریاد رخ نمی‌دهند، بلکه با یک مکث کوتاه پیش از فشردن کلید چراغ‌خواب آغاز می‌شوند.

​کتاب: چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم

نویسنده: زویا پیرزاد

میزبان و اجرا: لیلا

​تمرین امشب: وقتی خواستید چراغ را خاموش کنید، یک لحظه دست نگه دارید و از خودتان بپرسید: «امروز چه کاری را فقط برای خودم کردم؟»

​این اپیزود را برای کسی بفرستید که این روزها برای همه چراغ روشن نگه می‌دارد، جز خودش.

adbl_web_anon_alc_button_suppression_t1
まだレビューはありません