『رادیو پراکنده | داستان‌های کوتاه، روایت‌هایی از خیال و زندگی』のカバーアート

رادیو پراکنده | داستان‌های کوتاه، روایت‌هایی از خیال و زندگی

رادیو پراکنده | داستان‌های کوتاه، روایت‌هایی از خیال و زندگی

著者: Amirmahdi Bidgol
無料で聴く

概要

به رادیو پراکنده خوش اومدید


اینجا قراره از داستان‌های کوتاهی بشنوید که به قلم خودم نوشته شدن؛ قصه‌هایی که هرکدوم از یه فکر، یه خیال، یه اتفاق یا شاید یه احساس شروع شدن و حالا قراره با شما به اشتراک گذاشته بشن


رادیو پراکنده برای من فرصتیه برای روایت کردن؛ برای ساختن جهان‌هایی که شاید وجود خارجی نداشته باشن، اما گوشه‌ای از واقعیت رو با خودشون دارن. گاهی قراره با شخصیت‌هایی آشنا بشیم که شبیه ما هستن، گاهی به دنیاهایی سر بزنیم که هیچ‌وقت ندیدیمشون و گاهی هم فقط چند دقیقه از روزمرگی فاصله بگیریم و به یه داستان گوش بدیم


اسمش پراکنده‌ست، چون داستان‌ها همیشه از یک جا شروع نمی‌شن و به یک جا هم نمی‌رسن. هرکدوم مسیر خودشون رو دارن؛ درست مثل فکرها و خیال‌هایی که توی ذهن ما پرسه می‌زنن


خوشحال می‌شم اینجا همراهم باشید، داستان‌ها رو بشنوید و اگر ازشون خوشتون اومد، رادیو پراکنده رو به دوستاتون هم معرفی کنید. شاید یکی از این قصه‌ها به دل اونا هم نشست


ممنونم که بخشی از این سفر هستید. امیدوارم توی این گوشه‌ی پراکنده، چیزی برای پیدا کردن داشته باشید؛ حتی اگه فقط چند دقیقه خیال‌پردازی باشه

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Amirmahdi Bidgol
SF アート 戯曲・演劇 文学史・文学批評
エピソード
  • 134
    2025/04/17
    نور چراغ خیابان روی پرده‌های ضخیم اتاق می‌افتاد و سایه‌های لرزان را روی دیوار می‌کشید. ته سیگارهای مچاله شده در زیرسیگاری کنار تخت، انگار به شکل خاطرات مرده‌ای درآمده بودند که هنوز هم در این اتاق نفس می‌کشیدند. هوا سنگین بود، بوی الکل، بوی دود، بوی تنهایی...

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    続きを読む 一部表示
    5 分
  • کلمانس | Clemence
    2025/03/06
    روزگار همیشه در سکوت‌های میان روزها رازهایی پنهان می‌کند، اما بعضی رازها چنان آشکار در ذهن آدم ریشه می‌دوانند که انگار از ازل آنجا بوده‌اند ...

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    続きを読む 一部表示
    10 分
  • نوا | Nova
    2025/02/14
    نور آفتاب از روزنه‌های کوچک پنجره بر فرش‌های کهنه پاشیده بود و گرد و غبارِ معلق در هوا را روشن می‌کرد. دست‌های مرد که سال‌ها کار و گذر زمان خطوط عمیقی بر آن‌ها حک کرده بود، آرام موهای دختر را شانه کرد ...

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    続きを読む 一部表示
    7 分
adbl_web_anon_alc_button_suppression_t1
まだレビューはありません