エピソード

  • فصل اول: ریشه‌های جهانِ امروز - نُه: تاثیر پول
    2026/10/15

    پول؛ معمار نامرئی جهان

    پول فقط وسیله‌ای برای خرید و فروش نیست؛ نیرویی است که شهرها را ساخته، جنگ‌ها را تأمین مالی کرده، مرزها را جابه‌جا کرده و مسیر زندگی میلیاردها انسان را شکل داده است. از بانک‌ها و کارخانه‌ها تا رؤیاها، نابرابری‌ها و قدرت دولت‌ها، جهان امروز تا حد زیادی محصول تاریخی است که پول نوشته؛ تاریخی که در آن، ارزش چیزها گاهی از خودِ چیزها مهم‌تر شده است.

    --------------------------
    برای پخش تبلیغات در پادکست‌های فارسی به ربط‌هاست مراجعه کنید.

    Hosted on Rabt.
    See Rabt.host for more information.

    続きを読む 一部表示
    1 時間 17 分
  • فصل اول: ریشه‌های جهان امروزـ هشت: تاثیر جنگها
    2026/09/22

    Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note.

    من اصلاً جنگ‌ها را بر اساس تعداد کشته‌ها یا شهرتشان دسته‌بندی نمی‌کنم، بلکه بر اساس اثرشان بر نظم جهانی. . فصل اول جنگ‌هایی که تمدن‌ها را ساختند

    • نبردهای مصر و هیتی‌ها
    • جنگ‌های آشور
    • جنگ‌های ایران و لیدیه
    • جنگ‌های ایران و یونان
    • جنگ پلوپونزی
    • فتوحات اسکندر

    بهترین منابع

    • The Landmark Herodotus
    • Persian Fire
    • The Peloponnesian War

    فصل دوم جنگ‌هایی که روم را ساختند

    • جنگ‌های سامنیت
    • جنگ‌های پونیک
    • نبرد کانای
    • جنگ‌های سزار
    • جنگ اکتاویان و آنتونی

    منابع

    • The Rise of Rome
    • The Ghosts of Cannae
    • SPQR

    فصل سوم جنگ‌هایی که ادیان جهانی را شکل دادند

    • فتوحات اولیه مسلمانان
    • یرموک
    • قادسیه
    • فتح ایران
    • جنگ‌های صلیبی

    منابع

    • The Great Arab Conquests
    • God's War

    فصل چهارم جنگ‌هایی که آسیا را تغییر دادند

    • حمله مغول
    • نبرد عین جالوت
    • تیمور
    • عثمانی و بیزانس
    • فتح قسطنطنیه

    منابع

    • Genghis Khan and the Making of the Modern World
    • 1453

    فصل پنجم جنگ‌هایی که استعمار را ساختند

    • نبرد لپانتو
    • جنگ هشتاد ساله
    • جنگ سی ساله
    • جنگ‌های جانشینی اسپانیا
    • جنگ هفت ساله

    این فصل بسیار مهم است؛ بسیاری از مورخان جنگ هفت‌ساله را «اولین جنگ جهانی» می‌دانند، چون هم‌زمان در اروپا، آمریکای شمالی، هند، کارائیب و اقیانوس‌ها جریان داشت. منابع

    • The Thirty Years War
    • Crucible of War

    فصل ششم جنگ‌هایی که آمریکا را به قدرت رساندند

    • انقلاب آمریکا
    • جنگ ۱۸۱۲
    • جنگ داخلی آمریکا
    • جنگ آمریکا و اسپانیا

    منابع

    • Battle Cry of Freedom
    • Empire by Default

    فصل هفتم جنگ‌هایی که اروپا را منفجر کردند

    • انقلاب فرانسه
    • جنگ‌های ناپلئون
    • جنگ کریمه
    • جنگ فرانسه و پروس

    منابع

    • Napoleon
    • The Crimean War

    فصل هشتم جنگ‌هایی که قرن بیستم را ساختند

    • جنگ جهانی اول
    • جنگ داخلی روسیه
    • جنگ داخلی اسپانیا
    • جنگ جهانی دوم

    منابع

    • The Guns of August
    • The Second World War
    • The Rise and Fall of the Third Reich

    فصل نهم جنگ سرد

    • کره
    • ویتنام
    • افغانستان
    • جنگ‌های اعراب و اسرائیل
    • جنگ ایران و عراق

    منابع

    • The Cold War
    • A Peace to End All Peace

    فصل دهم جنگ‌های نظم جدید

    • جنگ خلیج فارس
    • یوگسلاوی
    • افغانستان
    • عراق
    • سوریه
    • اوکراین

    منابع

    • The Return of History and the End of Dreams
    • The Russo-Ukrainian War

    --------------------------
    برای پخش تبلیغات در پادکست‌های فارسی به ربط‌هاست مراجعه کنید.

    Hosted on Rabt.
    See Rabt.host for more information.

    続きを読む 一部表示
    1 時間 28 分
  • فصل اول: ریشه‌های جهان امروز - هفت: تاثیر روسیه
    2026/09/22
    Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note.اگر بخواهیم نقش روسیه و به‌ویژه اتحاد جماهیر شوروی را در شکل‌گیری جهان امروز در یک جمله خلاصه کنیم، شاید دقیق‌ترین جمله این باشد: اگر شوروی هرگز به وجود نمی‌آمد، جهان امروز تقریباً در همه چیز متفاوت بود؛ از مرزهای سیاسی و فناوری فضایی گرفته تا اقتصاد، آموزش، اینترنت، سینما، جنگ‌ها و حتی حقوق کارگران. اما این تأثیرها هم مثبت بوده‌اند، هم منفی، و بسیاری از آن‌ها هنوز محل بحث‌اند. ۱. شکل دادن به نظم سیاسی قرن بیستم بزرگ‌ترین اثر شوروی شاید اصلاً خود کمونیسم نبود؛ بلکه ایجاد جهانی دوقطبی بود. از ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۱ تقریباً هر اتفاق مهم جهان زیر سایه رقابت شوروی و آمریکا رخ داد. تقریباً همه این‌ها مستقیم یا غیرمستقیم محصول همین رقابت بودند:جنگ کرهجنگ ویتنامبحران موشکی کوبامسابقه تسلیحات هسته‌ایکودتاهاانقلاب‌هاشکل‌گیری ناتوپیمان ورشواگر شوروی نبود، احتمالاً نقشه سیاسی جهان کاملاً متفاوت بود. ۲. شکست آلمان نازی اینجا یک استثنای مهم وجود دارد که گاهی در روایت‌های عمومی کم‌رنگ می‌شود. بخش اعظم تلفات و نبرد زمینی علیه آلمان نازی را شوروی متحمل شد.از مهم‌ترین نقاط عطف جنگ جهانی دوم بودند. بدون مقاومت شوروی، شکست آلمان احتمالاً بسیار دیرتر یا با هزینه‌ای متفاوت رخ می‌داد. البته این به معنای نادیده گرفتن نقش ایالات متحده، بریتانیا و دیگر متفقین نیست؛ پیروزی نتیجه مجموعه‌ای از عوامل نظامی، صنعتی و لجستیکی بود. ۳. مسابقه فضایی شوروی جهان را شوکه کرد. اسپوتنیک یوری گاگارین والنتینا ترشکووا همه باعث شدند آمریکا میلیاردها دلار وارد علوم و فناوری کند. حتی پروژه آپولو تا حد زیادی واکنشی به موفقیت‌های شوروی بود. ۴. پیشرفت علوم شوروی سرمایه عظیمی رویگذاشت. مدارس ریاضی شوروی هنوز هم جزو افسانه‌های آموزش هستند. بسیاری از نظریه‌های مدرن کنترل، رمزنگاری، هوافضا و فیزیک از همین بستر رشد کردند. ۵. تأثیر بر حقوق کارگران این شاید عجیب باشد. حتی در کشورهای سرمایه‌داری نیز وجود شوروی باعث شد دولت‌ها امتیازهای بیشتری به کارگران بدهند. چون دولت‌های غربی نمی‌خواستند مردم جذب کمونیسم شوند. بسیاری از مورخان اقتصاد معتقدند بخشی از شکل‌گیری دولت رفاه در غرب تحت تأثیر این رقابت ایدئولوژیک بود. ۶. استعمارزدایی شوروی از بسیاری از جنبش‌های استقلال‌طلب در آسیا و آفریقا حمایت کرد. البته همیشه از روی آرمان‌گرایی نبود؛ گاهی برای گسترش نفوذ ژئوپلیتیکی بود. اما نتیجه این شد که کشورهای زیادی توانستند علیه استعمار اروپایی مقاومت کنند. ۷. ادبیات و هنر روسیه پیش از شوروی هم غول ادبیات بود. را نیز متحول کرد. از طرف دیگر سانسور شدیدی هم اعمال کرد. بنابراین هم شاهکار خلق شد هم آثار فراوانی هرگز اجازه انتشار پیدا نکردند. ۸. اینترنت و فناوری شاید عجیب باشد. رقابت نظامی شوروی و آمریکا باعث شد آمریکا روی شبکه‌های مقاوم ارتباطی سرمایه‌گذاری کند. یکی از مسیرهایی که بعدها به اینترنت انجامید، همین سرمایه‌گذاری‌های دوران جنگ سرد بود. ۹. صنعت نظامی تقریباً تمام فناوری‌های مدرن نظامی امروز ریشه در رقابت شوروی و آمریکا دارند. بسیاری از تنش‌های امروز، از جمله بحران‌های امنیتی میان روسیه و غرب، ریشه در همین دوره دارند. جمع‌بندی ...
    続きを読む 一部表示
    1 時間 5 分
  • فصل اول: ریشه‌های جهان امروز - شش: تاثیر انسان و جامعه
    2026/09/22
    Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note.اگر بخواهیم یک اشتباه رایج را از همان اول کنار بگذاریم، آن اشتباه این است که تاریخ را فقط محصول «آدم‌های بزرگ» بدانیم؛ انگار اسکندر، ناپلئون، استیو جابز یا انیشتین به تنهایی جهان را ساخته‌اند. این تصویر، جذاب است اما ناقص است. در بسیاری از مهم‌ترین نقاط تاریخ، میلیون‌ها انسان عادی، بدون اینکه نامشان جایی ثبت شود، بیش از مشهورترین افراد جهان بر شکل امروز تمدن اثر گذاشته‌اند. جهان امروز، حاصل تصمیم‌های میلیاردها انسان است؛ نه فقط نخبگان. جامعه مثل یک مغز عظیم است هیچ انسانی به تنهایی هواپیما، اینترنت یا دموکراسی را اختراع نکرد. هر کدام محصول هزاران یا میلیون‌ها مشارکت بودند. یک مهندس پیچ را طراحی کرده... یک معدنچی فلز استخراج کرده... یک معلم ریاضی یاد داده... یک راننده قطعات را جابه‌جا کرده... یک برنامه‌نویس یک باگ کوچک را رفع کرده... یک کارگر کارخانه برد الکترونیکی ساخته... اگر فقط ده هزار نفر از این زنجیره حذف شوند، شاید اینترنت امروز اصلاً وجود نداشت. به همین دلیل اقتصاددان‌ها گاهی از اصطلاح هوش جمعی استفاده می‌کنند؛ یعنی دانشی که هیچ فردی به تنهایی مالک آن نیست. فرهنگ را مردم می‌سازند، نه حکومت‌ها هیچ حکومتی نمی‌تواند مردم را مجبور کند چیزی را دوست داشته باشند. مثلاً:زبان را مردم تغییر می‌دهند.مد را مردم تعیین می‌کنند.شوخی‌ها را مردم می‌سازند.اصطلاحات جدید از خیابان می‌آیند.موسیقی محبوب را مردم انتخاب می‌کنند.اگر میلیون‌ها نفر چیزی را نپذیرند، معمولاً آن چیز از بین می‌رود. حتی بسیاری از انقلاب‌های فرهنگی، ابتدا از تعداد کمی انسان عادی شروع شده‌اند. بازار، رأی روزانه مردم است وقتی میلیون‌ها نفر هر روز تصمیم می‌گیرند چه چیزی بخرند، در واقع درباره آینده جهان رأی می‌دهند. اگر مردم:کتاب نخرند،سینما نروند،خودرو برقی نخواهند،غذای گیاهی نخورند،از شبکه‌ای اجتماعی مهاجرت کنند،شرکت‌های چند میلیارد دلاری مجبور می‌شوند مسیرشان را عوض کنند. در اقتصاد، گاهی قدرت مشتری از قدرت سیاستمدار بیشتر است. فناوری از پایین رشد می‌کند اختراع مهم است. اما پذیرش عمومی مهم‌تر است. مثلاً: ایده اینترنت دهه‌ها قبل وجود داشت. اما وقتی میلیاردها نفر شروع کردند از آن استفاده کنند، جهان تغییر کرد. همین اتفاق برای:تلفن همراهایمیلشبکه‌های اجتماعیهوش مصنوعیرخ داده است. اختراع بدون مردم فقط یک آزمایشگاه است. حتی دیکتاتورها هم وابسته به مردم‌اند در ظاهر ممکن است به نظر برسد یک دیکتاتور همه چیز را تعیین می‌کند. اما در عمل، او بدون:کارمندهاپلیسارتشراننده‌هامعلم‌هاکارگرهاهیچ قدرتی ندارد. قدرت سیاسی، در نهایت از همکاری میلیون‌ها نفر ساخته می‌شود. به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران علوم سیاسی می‌گویند هیچ حکومتی فقط با زور دوام نمی‌آورد؛ همیشه به درجاتی از همکاری یا پذیرش اجتماعی نیاز دارد. جامعه، تکامل را جهت می‌دهد انسان‌ها فقط با طبیعت سازگار نشده‌اند؛ طبیعت را هم تغییر داده‌اند. ما:جنگل را شهر کردیم.گرگ را سگ کردیم.علف را گندم کردیم.گاوهای امروزی را از گونه‌های وحشی به‌وجود آوردیم.رودخانه‌ها را جابه‌جا کردیم.آب‌وهوا را تغییر دادیم.امروز حتی زمین‌شناسان درباره ورود به دوره‌ای به نام «...
    続きを読む 一部表示
    1 時間 14 分
  • فصل اول: ریشه‌های جهان امروز - پنج: تاثیر علم
    2026/09/20

    Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note.

    روزی انسان به آسمان نگاه کرد و برای رعد و برق افسانه ساخت؛امروز همان انسان به کهکشان‌ها نگاه می‌کند و فضاپیما می‌فرستد. فاصله‌ی میان این دو لحظه را علم پُر کرده است؛پل عظیمی از کنجکاوی، شک، آزمایش و کشف. جهان امروز، یادگار کسانی است که جرئت کردند از «چرا؟» و «چگونه؟» دست نکشند

    --------------------------
    برای پخش تبلیغات در پادکست‌های فارسی به ربط‌هاست مراجعه کنید.

    Hosted on Rabt.
    See Rabt.host for more information.

    続きを読む 一部表示
    53 分
  • فصل اول: ریشه‌های جهان امروز - چهار: تاثیر ایدئولوژی
    2026/09/17

    Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note.

    اگر بخوای دقیق نگاه کنی، «ایدئولوژی» یک عامل در کنار بقیه عوامل نیست؛ بیشتر شبیه یک لایه‌ی نامرئیه که روی تقریباً همه‌ی لایه‌های جهان مدرن کشیده شده. مشکل رایج اینه که مردم ایدئولوژی رو فقط با سیاست می‌بینن، در حالی که اثرش خیلی گسترده‌تر و حتی گاهی غیرمستقیم‌تره. جهان امروز از طریق چند مسیر اصلی توسط ایدئولوژی شکل گرفته: اول در سطح «قدرت و دولت‌ها». ایدئولوژی تعیین کرده چه چیزی مشروع است: دموکراسی لیبرال، فاشیسم، کمونیسم، ناسیونالیسم یا حتی تکنوکراسی. مرز کشورها، شکل قانون‌گذاری، و حتی این‌که چه چیزی «جرم» حساب می‌شود، در نهایت از دل همین چارچوب‌های فکری بیرون آمده. جنگ‌ها هم اغلب فقط منابع نیستند؛ رقابت بین روایت‌های ایدئولوژیک‌اند. دوم در سطح «اقتصاد». این‌که بازار آزاد مقدس باشد یا دولت‌محور، این‌که کارگر «منبع انسانی» باشد یا «طبقه»، این‌که رشد اقتصادی هدف نهایی باشد یا رفاه اجتماعی، همه ایدئولوژیک‌اند. حتی مفهوم «پول» و «ارزش» در اقتصاد مدرن بی‌طرف نیست؛ یک جهان‌بینی پشت آن نشسته. سوم در سطح «دانش و حقیقت». دانشگاه، علم، رسانه و حتی مفهوم «واقعیت قابل قبول»، کاملاً بی‌طرف نیستند. ایدئولوژی تعیین می‌کند چه چیزی تحقیق شود، چه چیزی بودجه بگیرد، و چه چیزی «علمی» یا «غیرعلمی» نامیده شود. اینجا خطرناک‌ترین شکلش ظاهر می‌شود: ایدئولوژی‌ای که خودش را به شکل «بی‌ایدئولوژی بودن» جا می‌زند. چهارم در سطح «هویت فردی». این‌که تو خودت را چگونه تعریف کنی—ملیت، جنسیت، طبقه، سبک زندگی، حتی مفهوم موفقیت—تا حد زیادی محصول روایت‌های ایدئولوژیک است. آدم‌ها فکر می‌کنند آزاد انتخاب می‌کنند، اما اغلب داخل گزینه‌هایی انتخاب می‌کنند که از قبل طراحی شده‌اند. پنجم در سطح «رسانه و تخیل جمعی». سینما، تبلیغات، شبکه‌های اجتماعی و حتی طنز، حامل ایدئولوژی‌اند. آن‌ها فقط سرگرمی نیستند؛ ماشین تولید معنا هستند. این‌که چه کسی قهرمان است، چه کسی دشمن است، و چه چیزی زیبا یا زشت است، در این سطح ساخته می‌شود. ششم در سطح «فناوری و آینده». حتی تکنولوژی هم خنثی نیست. این‌که هوش مصنوعی برای چه هدفی ساخته شود، یا شبکه‌های اجتماعی چه نوع رفتار انسانی را تقویت کنند، نتیجه انتخاب‌های ایدئولوژیک شرکت‌ها و دولت‌هاست، نه صرفاً پیشرفت علمی. و در نهایت یک نکته مهم: ایدئولوژی فقط «تحمیل از بالا» نیست. مردم هم آن را بازتولید می‌کنند، تغییر می‌دهند، یا حتی علیه آن شورش می‌کنند. یعنی همیشه یک میدان درگیری است، نه یک سیستم بسته. جهان امروز بدون ایدئولوژی قابل فهم نیست، اما هیچ ایدئولوژی‌ای هم به تنهایی کل جهان را توضیح نمی‌دهد. خطر اصلی وقتی شروع می‌شود که یک روایت خودش را «طبیعی» و «بدیهی» جا بزند

    --------------------------
    برای پخش تبلیغات در پادکست‌های فارسی به ربط‌هاست مراجعه کنید.

    Hosted on Rabt.
    See Rabt.host for more information.

    続きを読む 一部表示
    46 分
  • فصل اول: ریشه‌های جهان امروز - سه: تاثیر جغرافیا
    2026/09/14

    Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note.

    اقیانوس‌ها جهان را به هم وصل کردند، اما همزمان آن را تقسیم هم کردند. کشورهایی که به آب‌های آزاد دسترسی داشتند، زودتر تجارت، استعمار، نیروی دریایی و ثروت ساختند. امپراتوری‌ها اغلب از بندرها متولد شدند، نه از قصرها. رودها اولین اینترنت بشر بودند. نیل، دجله، فرات، سند و یانگ‌تسه فقط آب نبودند؛ مسیر انتقال غذا، ارتش، ایده و تمدن بودند. کنار رودها کشاورزی شکل گرفت، شهرها ساخته شدند و دولت‌ها متولد شدند. اما کوه‌ها داستان متفاوتی نوشتند. کوه‌ها هم محافظ بودند، هم زندان. بعضی ملت‌ها را از حمله حفظ کردند، اما همزمان آن‌ها را از جهان جدا کردند. بسیاری از فرهنگ‌های بسته، قبیله‌ای یا مقاوم، محصول جغرافیای سخت و کوهستانی‌اند. دشت‌ها معمولاً موتور امپراتوری‌ها بودند. هر جا زمین صاف و قابل کشت بود، جمعیت زیاد شد، ارتش بزرگ‌تر شد و کشورها میل به گسترش پیدا کردند. اما همین دشت‌های باز، مهاجمان را هم راحت‌تر عبور می‌دادند. برای همین بسیاری از جنگ‌های بزرگ تاریخ روی دشت‌ها اتفاق افتاد. آب‌وهوا هم فقط درباره دما نبود؛ درباره شخصیت تمدن‌ها بود. جایی که زمستان سخت داشت، انسان مجبور بود برنامه‌ریزی کند، ذخیره کند و نظم بسازد. در مناطق دیگر، طبیعت سخاوتمندتر بود و ساختار اجتماعی مسیر متفاوتی پیدا کرد. حتی نوع معماری، غذا، لباس، کار و مفهوم زمان، زیر سایه اقلیم شکل گرفت. بیابان‌ها هم جهان را ساختند. بعضی تمدن‌ها را نابود کردند، بعضی را به تجارت وابسته کردند. کاروان‌ها، مسیرهای ادویه، و حتی ظهور بعضی ادیان، بدون جغرافیای خشک و خشن قابل فهم نیستند. و بعد، منابع طبیعی وارد بازی شدند: زغال‌سنگ بریتانیا را صنعتی کرد، نفت خاورمیانه را به مرکز کشمکش جهانی تبدیل کرد، و کمیابی آب، امروز دارد آرام‌آرام جنگ‌های قرن بیست‌ویکم را طراحی می‌کند. حتی امروز که انسان فکر می‌کند تکنولوژی از جغرافیا عبور کرده، هنوز نقشه جهان تعیین می‌کند چه کسی قدرت دریایی دارد، چه کسی مسیر انرژی را کنترل می‌کند، کدام کشور در برابر حمله آسیب‌پذیر است و کدام کشور می‌تواند از تحریم جان سالم به در ببرد. ما بیشتر از آن‌چه فکر می‌کنیم، فرزندان جغرافیا هستیم.

    --------------------------
    برای پخش تبلیغات در پادکست‌های فارسی به ربط‌هاست مراجعه کنید.

    Hosted on Rabt.
    See Rabt.host for more information.

    続きを読む 一部表示
    1 時間 6 分
  • فصل اول: ریشه‌های جهان امروز - دو: تاثیر نفت
    2026/09/11

    Hey! I'd love to hear your thoughts, send me a voice note.

    نفت فقط زمین رو حفاری نکرد؛ تاریخ رو هم سوراخ کرد. از لحظه‌ای که بشر فهمید می‌تونه از دل زمین سوخت بیرون بکشه، بازی عوض شد. انقلاب صنعتی فاز دومش رو شروع کرد، شهرها رشد کردن، ماشین‌ها خیابون‌ها رو بلعیدن، و «سرعت» تبدیل شد به ارزش جدید بشر. اما این فقط ظاهر ماجرا بود. نفت، اقتصاد رو از تولید به رانت کشوند. کشورهایی که باید با کار، نوآوری و مالیات رشد می‌کردن، ناگهان با پولی مواجه شدن که بدون تلاش واقعی به دست می‌اومد. نتیجه؟ دولت‌هایی که دیگه به مردم نیاز نداشتن. چون وقتی درآمد از جیب مردم نمیاد، پاسخگویی هم بی‌معنا میشه. از دل همین منطق، «دولت رانتی» متولد شد؛ جایی که قدرت نه از رضایت مردم، بلکه از کنترل منابع طبیعی میاد. اینجا دموکراسی تبدیل میشه به نمایش، و توسعه به پروژه‌های ویترینی. اما نفت فقط دیکتاتوری نساخت؛ مقاومت هم ساخت. از ملی شدن‌ها تا کودتاها، از جنگ‌ها تا تحریم‌ها—نفت همیشه وسط صحنه بوده. هر جا که نفت هست، پای قدرت‌های بزرگ هم باز میشه. نه برای کمک، برای کنترل. نفت، جغرافیا رو سیاسی‌تر از همیشه کرد. مرزهایی که روی نقشه کشیده شدن، اغلب بوی نفت میدن. اتحادها، دشمنی‌ها، حتی سقوط و ظهور دولت‌ها، بارها و بارها حول این مایع سیاه بازتعریف شدن. و در نهایت، نفت فقط سیاست رو تغییر نداد؛ سبک زندگی ما رو هم مهندسی کرد. از پلاستیکی که دستمونه تا بنزینی که می‌سوزونیم، ما عملاً در جهانی زندگی می‌کنیم که با نفت ساخته شده—و شاید با همون هم از بین بره. نفت، هم موتور پیشرفت بود، هم سوخت بحران.و هنوز هم ما وسط این تناقض گیر کردیم.

    --------------------------
    برای پخش تبلیغات در پادکست‌های فارسی به ربط‌هاست مراجعه کنید.

    Hosted on Rabt.
    See Rabt.host for more information.

    続きを読む 一部表示
    40 分