『Az Dele Goftogoo | پادکست از دل گفت‌و‌گو』のカバーアート

Az Dele Goftogoo | پادکست از دل گفت‌و‌گو

Az Dele Goftogoo | پادکست از دل گفت‌و‌گو

著者: PersianBMS
無料で聴く

【Amazonプライム会員限定】今ならプレミアムプランが4か月 月額99円。

10月19日まで。※適用条件あり
همه‌چیز از یک گفت‌وگوی ساده شروع می‌شود؛ از حرف‌هایی که معمولاً رد و بدل می‌شوند و کسی جدی‌شان نمی‌گیرد. اما همین حرف‌ها، وقتی کسی واقعاً پای‌شان بنشیند، سر از بزرگ‌ترین پرسش‌های زندگی درمی‌آورند: عدالت یعنی چه؟ چرا با هم به جنگ می‌افتیم؟ اصلاً انسان بودن یعنی چه؟ «از دل گفت‌وگو» نشان می‌دهد که تغییرِ دنیا لازم نیست از جای دوری شروع شود؛ می‌تواند از همین گفت‌وگوهای کوچک و صادقانه آغاز شود. جایی که آدم‌ها یاد می‌گیرند پیش از قضاوت، گوش کنند؛ پیش از باور، جست‌وجو کنند؛ و به این فکر کنند که شاید همه‌ی ما، با همه‌ی تفاوت‌هایمان، اعضای یک خانواده‌ی بزرگ باشیم.PersianBMS © 2026 社会科学
エピソード
  • قسمت ۱۷ - وقتی داراها هم خود را فقیر می‌بینند
    2026/09/28
    عجیب است که هرچه داریم، باز چشممان به دستِ کسی است که بیشتر دارد. آدمی با خانه و ماشین و سفره‌ رنگین هم می‌تواند خود را قربانی روزگار بداند و از «پولدارها» شکایت کند، بی‌آنکه یک‌بار به کسی فکر کند که نانِ شب هم ندارد. این قسمت روی همین نکته‌ ناخوشایند دست می‌گذارد: همیشه رو به بالا نگاه می‌کنیم و کم می‌آوریم، اما به‌ ندرت رو به پایین نگاه می‌کنیم و قدر می‌دانیم. شاید پیش از آن که بپرسیم چرا فلانی بیشتر دارد، خوب باشد بپرسیم سهم ما در دیدنِ آن‌هایی که هیچ ندارند چیست. «به‌ اندازه‌ کافی» کجاست، وقتی چشم، همیشه گرسنه‌ بیشتر است؟
    続きを読む 一部表示
    15 分
  • قسمت ۱۶ - اگر خدایی هست، چرا این‌همه زجر؟
    2026/09/21
    وقتی بلا پشت بلا سر آدم می‌آید، طبیعی است که بپرسد: اگر خدایی هست، چرا باید این‌قدر زجر بکشم؟ خیلی‌ها با همین پرسش، ایمان‌شان را از دست می‌دهند. اما گاهی آدم‌هایی هستند که درست در تاریک‌ترین لحظه‌ها اعتمادشان نمی‌شکند؛ کسانی که حتی وقتی همه‌چیز علیه‌شان است، باور دارند راهی برای روشن‌ شدن حقیقت پیدا می‌شود. این‌جا حرف از همین تفاوت است: میان کسی که رنج، ایمان‌اش را می‌شکند، و کسی که رنج، اعتمادش را پخته‌تر می‌کند. و حرف از این امید است که عدالت، هرچند دیر، بالاخره راهش را پیدا می‌کند؛ و این که می‌شود از زیر آوار، دوباره برای خود و فرزندت زندگی ساخت.
    続きを読む 一部表示
    16 分
  • قسمت ۱۵ - دستی که بی‌صدا دست‌ات را می‌گیرد
    2026/09/14
    وقتی همه‌ درها بسته به نظر می‌رسند، چه چیزی آدم را سرِ پا نگه می‌دارد؟ گاهی تنها چیزی که برای کسی مانده، یک امید است؛ این باور که بالاخره راهی پیدا می‌شود. این‌جا حرف از همان امید است؛ و از این که کمک، اغلب نه با معجزه‌های بزرگ، که از مسیرهای کوچک و غیرمنتظره به آدم می‌رسد؛ یک تماس، یک کلمه‌ مهربان، حتی یک تکه روزنامه که اتفاقی به دستِ کسی می‌افتد. و در پسِ همه‌ این‌ها، زنجیره‌ای از آدم‌هایی است که بی‌سروصدا و گاه با ریسک خودشان، دست یکدیگر را می‌گیرند. شاید بزرگ‌ترین نجات‌ها از همین کارهای کوچک و بی‌ادعا آغاز شوند.
    続きを読む 一部表示
    15 分
adbl_web_anon_alc_button_suppression_t1
まだレビューはありません