اپیزود بیست و پنجم: چرا روایتها سقوط میکنند؟ یا چرا هر ایده محکوم به نابودی با اصول خودش است؟
カートのアイテムが多すぎます
カートに追加できませんでした。
ウィッシュリストに追加できませんでした。
ほしい物リストの削除に失敗しました。
ポッドキャストのフォローに失敗しました
ポッドキャストのフォロー解除に失敗しました
-
ナレーター:
-
著者:
هیچ نظمی، هیچ فرمولی و هیچ ساختاری برای ابد دوام نمیآورد؛ نه به این خاطر که دشمنی از بیرون آنها را تهدید میکند، بلکه چون هر ایدهای درست در لحظهی هبوط به جهان واقع، بذر نابودیاش را با اصول خودش میکارد. ما برای درک کردن جهان، واقعیتِ لغزنده را در فرضیاتمان اسیر میکنیم و انرژیِ عظیمی را صرف این میکنیم که این فرضیات سادهسازی شده را حفظ کنیم؛ غافل از اینکه همین کار ما سیستم را در مارپیچی از اسکیسموجنسیسم میاندازد و در نهایت سیستم به سمت محتملترین حالت خود یعنی فروپاشی میل میکنند. این سقوط، یک تراژدی کور نیست، بلکه محرکِ اصیلِ دیالکتیکی است که از دلِ انسداد، امکانِ رهایی و تولدِ روایتی تازه را ایجاد میکند.
این مکانیسمِ گذار، همان نقطهای است که فلاسفه را به تامل واداشته؛ آنجا که توماس کوهن از «بحران در پارادایمها» و صلب شدنِ ساختارهای علمی پیش از انقلاب فکری میگوید، و ژیل دولوز از «خطوط فرار» بنبستشکنی یاد میکند که چطور پدیدهها از درونِ قلمروهای سخت نشت میکنند و نظمِ موجود را فرومیپاشند. حتی کارل مارکس با مادی کردنِ دیالکتیک هگل، بر این باور بود که هر نظامِ اجتماعی-اقتصادی، خود مسبب و گورکنِ خویشتن است و تضادهای درونیاش آن را به سمت فروپاشیِ محتوم میبرد. در این اپیزود از پادکست فینسوف، تلاش کردم نشان دهم که چرا روایتها سقوط میکنند؟
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.