エピソード

  • صراحی خون 08 | صبر است مرا چاره‌ی هجر تو ولیکن چون صبر توان کرد؟ که مقدور نمانده است
    2026/07/15

    بابا، محمدصادق را گم کرد...

    続きを読む 一部表示
    12 分
  • صراحی خون 07 | چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد
    2026/07/12

    ماجرای یک عهد و پیمان ابدی

    続きを読む 一部表示
    11 分
  • صراحی خون 06 | زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت
    2026/07/09
    11 分
  • صراحی خون 05 | دست از طلب ندارم تا کام من بر آید
    2026/07/06

    ما و آرزو‌هامون...

    続きを読む 一部表示
    11 分
  • صراحی خون 04 | ماه کنعانی من مسند مصر آنِ تو شد وقت آن است که بدرود کنی زندان را
    2026/07/03

    حکایت زهیر و دُلهَم رو شنیدی؟؟

    続きを読む 一部表示
    10 分
  • صراحی خون 03 | هر جا که دلی است در غم تو بی صبر و قرار و بی سکون باد
    2026/06/30

    تا حالا یه ساعت زیر بارون رکاب زدی؟

    続きを読む 一部表示
    10 分
  • صراحی خون 02 | که گر سرم برود برندارم از قدمت
    2026/06/27

    تا حالا هیچ هدیه کردی؟؟؟

    続きを読む 一部表示
    13 分
  • صراحی خون 01 | صبا حکایت زلف تو در میان انداخت
    2026/06/25

    وقتی آرزوی مرگ عزیزم رو کردم

    続きを読む 一部表示
    16 分