معرفی کتاب دو ولگرد«دو ولگرد» نوشته جیمز جویس(۱۹۴۱-۱۸۸۲)، نویسنده و شاعر ایرلندی است. این کتاب چهار داستان کوتاه از این نویسنده را دربردارد.در یکی از داستانهای این کتاب به نام «پانسیون» میخوانیم: «خانم مونی دختر یک قصاب بود. او زنی بود که کاملا میتوانست از عهده کارهای خودش بربیاید، زنی مصمم. او با سرکارگر پدر خود ازدواج کرد و نزدیک اسپرینگ گاردنز مغازهی قصابی باز کرد. اما بعد از فوت پدر شوهرش، آقای مونی رو به تباهی رفت. او مست میکرد، پول مغازه را بر میداشت و مدام قرض بالا میآورد. تعهد گرفتن از او هم فایده چندانی نداشت، چون خودش هم مطمئن بود که چند روز بعد آن را خواهد شکست. او با مشاجره با زنش در حضور مشتریها و خرید گوشتهای بد، کسب و کار خود را از بین برد. یک شب با ساطور به زنش حمله کرد و زن مجبور شد شب را در خانه همسایه بگذراند. پس از آن جدا از یکدیگر زندگی میکردند. زن به نزد کشیشی رفت و حق جدایی به همراه حضانت فرزندان را از او گرفت. پس از آن زن دیگر به شوهرش نه پول میداد نه غذا و نه جای خواب و همین مرد را مجبور کرد که به جرگه کارکنان کلانتری بپیوندد. او مردی پست، کوچک قامت و مست با صورت و سبیل و ابروهایی سفید بود، و بالای چشمان کوچکش که رگهای صورتی و لوچ بودند، مداد میکشید؛ او تمام روز را در اتاق ضابط مینشست و منتظر میماند تا او را به دنبال کاری بفرستند. خانم مونی که تمام پول باقی مانده از کسب و کار قصابی را برداشته و در خیابان هاردویک پانسیونی برپا کرده بود، زنی بزرگ جثه و با ابهت بود. پانسیونش جمعیتی متغیر داشت که عبارت بودند از توریستهایی از لیورپول و جزیره مان و گاهی هم هنرمندان نوازنده.»جیمز جویسجیمز جویس در سوم فوریه سال ۱۸۸۲ در دوبلین پایتخت کشور ایرلند زاده شد. استعداد جیمز از کودکی و دوران تحصیل بروز کرده و گواه این ادعا تسلط وی به سیزده زبان زنده دنیا بود به گونهای که نوشتههایش را به زبان انگلیسی مینوشت و منتشر میکرد. جیمز جویس تا قبل از ۲۰ سالگی شخصی مذهبی بود اما در گذر زمان از عقاید مذهبی فاصله گرفته و به سمت رسیدن به اهداف ادبی تلاش کرد. با گذر از سی سالگی بود که به علت مخالفت شدید با بیفرهنگی و دونمایگی دوبلین همچنین تلاش برای رهایی دوبلین از استعمار بریتانیا بود که مجبور به ترک وطن شده و در شهرهای زوریخ، پاریس و تریسته ساکن شد.علاقهی شدید جویس به دوبلین شهر زادگاهش و تلاش برای بهبود آن در تمامی آثارش موج میزند به گونهای که نام اولین مجموعه کتابش را دوبلینیها نام نهاد. وی زمانی بیان کرده است که هر کتاب من کتابی درباره دوبلین است. دوبلین کمتر از سیصد هزار نفر جمعیت دارد ولی در آثار من جهانشهر است.او همچنین گفته است در مورد خودم من همیشه درباره دوبلین مینویسم.جیمز در سال ۱۹۰۴ با دختری شهرستانی اهل گالوی به نام نورا بارناکل ملاقات کرد. نورا گمان میبرد جیمز جوانی اهل عیاشی است و این عشق زودگذر است اما با این وجود به وی دل سپرد و این عشق به ازدواج ختم شد. نورا در تمام دوران مهاجرتهای پیدرپی جیمز جویس در کنارش بود و با اینکه تحصیلات دانشگاهی نداشت به مانند کوهی در کنارش بود و از آثار همسرش حمایت میکرد. حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای جورجیا و لوچیا بود. در ابتدای ...
続きを読む
一部表示