『قسمت ۲۹ - رقص در مسافرخانه』のカバーアート

قسمت ۲۹ - رقص در مسافرخانه

قسمت ۲۹ - رقص در مسافرخانه

無料で聴く

ポッドキャストの詳細を見る
حاجی میرزا علی پیش حضرت عبدالبهاء رفت و گفت، قربان نمی‌توانم از پیش حضرت بهاءالله دور شوم و آرزو دارم چندی دیگر در این‌جا بمانم . بعد از گفتن این کلمات اشک بود که سرازیر شد و با گریه و التماس درخواست خودش را تکرار کرد.
adbl_web_anon_alc_button_suppression_t1
まだレビューはありません