『زیبا صیاد: پروانه‌ای در حصار اجبار و خشونت، تا پرواز ناتمام』のカバーアート

زیبا صیاد: پروانه‌ای در حصار اجبار و خشونت، تا پرواز ناتمام

زیبا صیاد: پروانه‌ای در حصار اجبار و خشونت، تا پرواز ناتمام

無料で聴く

ポッドキャストの詳細を見る
این روایت غم‌انگیز، داستان زندگی کوتاه و تلخ زیبا صیاد، زنی ۲۷ ساله از آذربایجان غربی است که قربانی خشونت خانگی و در نهایت به دست همسر سابقش کشته شد. مریم دهکردی، راوی این داستان، پس از ماه‌ها تحقیق و جمع‌آوری اطلاعات از خانواده زیبا و فعالان حقوق زنان، جزئیات تکان‌دهنده‌ای از سرنوشت او را بازگو می‌کند. زیبا در سال ۱۳۷۵ در یک خانواده پرجمعیت روستایی در اطراف ارومیه به دنیا آمد. او که از همان کودکی عاشق نقاشی و رنگ‌ها بود، در سن پایین مجبور به ازدواج با پسرعموی خود شد؛ تصمیمی که بنا بر رسم و رسومات خانوادگی و بدون رضایت قلبی او گرفته شد. این ازدواج اجباری، نقطه آغاز مجموعه‌ای از رنج‌ها و آزارهای روحی و جسمی برای او بود. پس از مدتی، با ناپدید شدن مقداری طلا که پدر همسرش در زمان عقد به او هدیه داده بود، اختلافات عمیقی بین دو خانواده آغاز شد. این ماجرا، زیبا را به ابزاری برای انتقام‌جویی‌های خانوادگی تبدیل کرد و او دو سال آخر زندگی در خانه همسرش را در شرایطی شبیه به زندان سپری کرد. حق تماس با خانواده‌اش را نداشت و از هرگونه ارتباطی محروم بود. سرانجام پدر زیبا با حکم قانونی او را از آن خانه بیرون آورد و حمایت‌های خانواده آغاز شد. او تحت درمان روان‌درمانی با خانم ثریا انوری قرار گرفت. اگرچه زیبا در ابتدا بی‌اعتماد و ترس‌خورده بود، اما به تدریج تأثیر مثبت درمان را حس کرد. روانشناس او می‌گوید که زیبا هرگز اشاره‌ای به خشونت فیزیکی نمی‌کرد، اما نامه‌ای که پس از مرگ او یافت شد، نشان می‌دهد که او بارها مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته بود. بزرگترین رنج زیبا پس از جدایی، گروگان گرفته شدن فرزندانش (یک سه ساله و یک شیرخواره) توسط خانواده همسرش بود. این دوری، او را به افسردگی و ناامیدی عمیقی فرو برد، اما با تشویق روانشناسش، دوباره به نقاشی روی آورد و رویاهای کودکی‌اش را زنده کرد. او در یک آموزشگاه نقاشی ثبت‌نام کرد و حتی صفحه‌ای در اینستاگرام برای به اشتراک‌گذاری آثارش گشوده بود و آرزو داشت آموزشگاه نقاشی خودش را دایر کند. متأسفانه، تمام این امید و آرزوها با تصمیم اشتباهی که در جوانی برایش گرفته شد و لج و لجبازی همسر سابقش، به هیچ تبدیل شد. همسر سابق او، علی‌رغم صدور حکم طلاق، بارها او را تهدید کرده بود که در هر کجا او را ببیند، خواهد کشت. نهایتاً در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۴۰۲، همسر سابق زیبا با یک اسلحه وارد آموزشگاه نقاشی شد که زیبا در آن تدریس می‌کرد و او را با شلیک گلوله به سر و قلبش به قتل رساند و سپس فرار کرد. جسد زیبا در آغوش یکی از دوستانش جان سپرد. این پرونده، معضل ناتوانی قوانین و عرف‌های اجتماعی در حمایت از زنان در برابر خشونت‌های خانگی و پیامدهای تلخ ازدواج اجباری را به نمایش می‌گذارد و نشان می‌دهد که چگونه یک زن جوان، در اوج شکوفایی هنری و امید به آینده، قربانی خشونتی شد که می‌توانست با حمایت و قوانین کارآمد، از آن جلوگیری شود.

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

adbl_web_anon_alc_button_suppression_t1
まだレビューはありません