エピソード

  • قسمت آخر - پایان بازی در ساعت صفر
    2026/09/01

    در یک عصر ابری و پاییزی، آریا به دیدار مانا و تارا در دو کافه‌ی مختلف می‌رود. او با صداقت و کلماتی تلخ، پایان این رابطه را اعلام می‌کند و می‌گوید لایقِ دو انسانِ شکسته نیست. بدون اینکه منتظر پاسخ بماند، به خیابان شلوغ پناه می‌برد؛ گوشی‌اش را خاموش می‌کند و در میان هیاهوی شهر و عمیق‌ترین نقطه‌ی تنهایی‌اش، بیماری‌اش را مثل راز بزرگی با خود به کوچه‌های تاریک می‌برد...

    続きを読む 一部表示
    2 分
  • قسمت یازدهم - طوفان پیش از آرامش نهایی
    2026/09/01

    صبح روز بعد، گوشی آریا با پیام‌های مانا و تارا پر می‌شود؛ پیام‌هایی که خبر از شک، تردید و لبه‌ی تیغ بودنِ روابط می‌دهند. در حالی که روزنامه‌ها او را به عنوان مرد سال اقتصاد و سیاست معرفی کرده‌اند، آریا هیچ فرمولی برای حل این معادله ندارد. او تصمیم می‌گیرد به جای فرار، با واقعیت روبه‌رو شود و از هر دو زن می‌خواهد عصر همان ساعت در دو کافه‌ی مختلف او را ببینند...

    続きを読む 一部表示
    2 分
  • قسمت دهم - اعتراف به ماهیت ویرانی
    2026/09/01

    آریا آن شب به خانه نمی‌رود و به دفتر کارش در طبقه چهلم برج پناه می‌برد. حمله‌ی روحی شدیدتر از همیشه است و او در تاریکی مطلق، با خودش خلوت می‌کند. ترسی مرگبار از «تنهایی مطلق» او را وادار کرده بود دو زنِ بی‌گناه را به بازی بگیرد. حالا در میان چراغ‌های چشمک‌زنِ شهر، او با حقیقتی تلخ روبه‌رو می‌شود؛ راهی برای فرار از این ویرانی نمانده است...

    続きを読む 一部表示
    2 分
  • قسمت نهم - تصادف نامرئی
    2026/09/01

    در گوشه‌ی خلوت سالن، تارا و مانا هم‌زمان به آریا نزدیک می‌شوند. برای کسری از ثانیه، سه‌نفر در یک نقطه‌ی کور قرار می‌گیرند؛ لحظه‌ای که مردِ قدرتمندِ سیاسی، بی‌دفاع‌ترین انسان روی زمین می‌شود. اما آریا با خونسردیِ ترسناکی فضا را مدیریت می‌کند. خطر رفع می‌شود، اما دست‌های آریا در جیب کتش به شدت می‌لرزد...

    続きを読む 一部表示
    2 分
  • قسمت هشتم - ضیافت سیاسی و لبه پرتگاه
    2026/09/01

    یک مهمانی بزرگِ سیاسی به میزبانی یکی از وزرا برپاست. آریا به عنوان چهره‌ی کلیدیِ اقتصادی در مرکز توجه قرار دارد؛ در حالی که هم تارا و هم مانا در سالن حضور دارند. تسلطِ خیره‌کننده‌ی آریا بر ظاهر امور در میان فلاش دوربین‌ها، زیر بارِ عود کردنِ ناگهانیِ بیماری روانی و سرگیجه‌اش در حال فروپاشی است...

    続きを読む 一部表示
    2 分
  • قسمت هفتم - بوی عطر اشتباهی
    2026/09/01

    در این قسمت، فضا رنگ و بوی دلهره و راز می‌گیرد. آریا در خانه‌ی مانا با نشانه‌ای مواجه می‌شود که خون را در رگ‌هایش یخ می‌کند؛ یک تار موی اشتباهی که تمام این بازیِ پنهان‌کاری را در لبه‌ی پرتگاهِ افشا شدن قرار می‌دهد. استرس، تپش قلب و محاسبات ذهنیِ فشرده برای نجات از این مخمصه...

    続きを読む 一部表示
    2 分
  • قسمت ششم - اعتراف به دیوارها
    2026/09/01

    نیمه‌شبِ همان روز، آریا در آپارتمان خالی‌اش نشسته است. مانا و تارا هر کدام با پیام‌هایشان در گوشی، بخشی از این بازی را زنده نگه داشته‌اند. آریا به گوشی‌ها خیره می‌شود و با خنده‌ای تلخ، رو به دیوار تاریک اتاق اعتراف می‌کند: «شما چطور من را دوست دارید وقتی من حتی خودم را دوست ندارم؟» درگیری‌های روانی و خستگی مفرط، او را به لبه‌ی پرتگاه رسانده است...

    続きを読む 一部表示
    2 分
  • قسمت پنجم: تقاطع پنهان
    2026/08/31

    روزگار بازی‌های عجیبی دارد. پروژه‌ای اقتصادی مطرح شد که پای هر دو زن را به یک جلسه مشترک باز کرد. آریا با هوش سرشارش، از یک ماه قبل نقشه‌ای کشیده بود...


    نویسنده و راوی: سایه


    #پادکست #رمان_صوتی #در_برهوت_مغز_من #قسمت_پنجم #سایه

    続きを読む 一部表示
    2 分