اپیزود بیست و نهم : حسنک وزیر ؛ قربانی سیاست در دربار غزنویان
カートのアイテムが多すぎます
カートに追加できませんでした。
ウィッシュリストに追加できませんでした。
ほしい物リストの削除に失敗しました。
ポッドキャストのフォローに失敗しました
ポッドキャストのフォロー解除に失敗しました
-
ナレーター:
-
著者:
حسنک وزیر — باوقار باختن در برابر آدمهای بیاخلاق، باشکوهتر از یک پیروزی کثیفه
هیچکس به ما یاد نمیده که وقتی شکست قطعیه، چطور باید باخت.
حسنک وزیر وفادارترین مرد دربار غزنوی بود. وقتی مسعود با کودتا به قدرت رسید، کینهی حسنک را به دل داشت. بوسهل زوزنی — نماد تمام آدمهای حقیر و چاپلوسی که با حسادت رشد میکنند — فرصت را غنیمت شمرد. پروندهسازی کردند، اتهام دروغ زدند، حکم اعدام گرفتند. روز دادگاه، بوسهل فریاد کشید و توهین کرد تا حسنک را بشکند. حسنک با آرامشی مرگبار نگاهی تحقیرآمیز به او انداخت و گفت: «من این مرد را نمیشناسم.» روز اعدام، فاخرترین لباسش را پوشید و چنان باوقار به سمت چوبهی دار رفت که گویی به تالار وزارت میرود. مردم گریستند. بوسهل با خشم و حقارت میدان را ترک کرد.
در اپیزود بیستونهم کافئین، یک درس از تاریکترین لحظات زندگی حرفهای:
پرستیژ خروج، بزرگترین داراییته — رقبا فقط موقعیت و پولت رو نمیخوان؛ میخوان عزتنفست رو بشکنن تا پیروزیشون کامل بشه. اگر قراره اخراج بشی یا شرکت رو ببندی، با بهترین لباست و سینهی سپرکرده این کار رو بکن.
اصالت، تنها قلعهی تسخیرناپذیره — هیچ سیستم فاسدی نمیتونه وقار تو رو فتح کنه، مگر اینکه خودت دروازههاش رو براشون باز کنی.
الان توی سختترین لحظهی حرفهای یا زندگیت، داری التماس میکنی یا مثل حسنک، با اصالت از صحنه خارج میشی؟
جواب رو توی اپیزود بیستونهم پیدا میکنی.